چی خسته ات کرده؟ کار الکی و درامد الکی و نتیجه الکی و آدمای الکی و دنیای الکی و این چیزهایی که همه اش الکیه و تهش باید به خودت بگی بازم الکی؟ مثل این تنهایی سه روزه الکی که صدای سماور تو گوشم پیچیده و بوی برگای بادرنج و بنفشه تو قوری تو هوا هست هنوز. هیچ چیزی مزه واقعیت نداره... انگاری افتادم تو یه سراب و یه روزی چشمام رو هم میذارم و میبینم ای دل غافل...همه چی الکی...
ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: اشتباهم, نویسنده: بازدید: 210 تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 9:41
صبح داداش و پسرعمو اومده بودن اینجا. منم برداشتن ببرن هیئت. یه مسجدی نزدیک ما هست که ما از دوازده سالگی میرفتیم اونجا واسه عزاداری دهه محرم. پسرعمو گفت بریم اون خیابون تعزیه میخونن. ببینیم کیفیتش چطوره. وقتی رسیدیم هوا آفتابی بود و گرم. امام حسین و یاراش یه طرف نشسته بودن و یزیدم اون طرف. میز و صندلی و میوه و چایی جلوشون بود. یه صحنهای بود که من گفتم با این وضعیت بعیده جنگ بشه تهش! حر وسط مید اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 2:51
در خانه چشم پوشی میکنی در وبلاگ از برداشتهای اشتباه این و آن چشمپوشی میکنی و در خواندن کامنت کوچکترهایی که وقایع را با نگاه خودشان و از پنجره دنیای خودشان میبینند. گاهی اوقات به خودت میگویی شاید اصلا چنین کامنتی اگر چند دقیقه بیشتر گذشته بود هرگز ارسال نمیشد؛ و میگویی پس بیا فکر کنیم هرگز ارسال نشده است...
ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 2:51
مامان اینا نشستن دارن دوباره تکرار شب دهم رو نگاه میکنن. باز حیدر رفته دزدی و باز عاشق شده باز دلبر واسه یه نذر کهنه شرط کرده که حیدر وسط بگیر و ببند ده شب تعزیه اجرا کنه تا بله رو بگیره و به خواست دلش برسه. دلم از یه طرف واسه حیدر شور میزنه از یه طرف حسرت میخورم که دلبر حداقل تکلیف اونو روشن کرده. به خودم فکر میکنم که دلبر یه خنده به رومون کرده اونم نصفه نیمه و رفته تو محاق نشسته. تکلیفمون مع اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: دلبرم, نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 6:00